حتماً ملاحظه فرموده اید که چگونه خیالات دنیایی در نماز به سراغ انسان می آید و مزاحم حضور قلب می شود، در حالی که در امور معمولی این خیالات ظاهر نمی شوند .

چون در نماز بنا داریم از ساحت عالم ماده و دنیای کثرات به ساحت عالم غیب و معنا سیر کنید . به عبارت دیگر می خواهید ساحت خود را تغییر دهید، در اینجاست که موانع ظاهر می شوند .

تا وقتی نمی خواستیم تغییر ساحت دهیم، در همان ساحتی بودیم که خیالات و کثرات نیز در همان ساحت بودند، لذا مانعی محسوب نمی شدند که در مقابل ما صف بکشند .

عالم کثرات وقتی مانع ماست که بخواهیم از کثرت به سوی وحدت سیر کنیم .

بر اساس نکته فوق، تا کسی قلب خود را راه نیندازد نمی فهمد حُب دنیا چه بلائی بر سر او آورده است .

در این حالت است که دستورات شریعت معنی حقیقی خود را پیدا می کند، چه دستوراتی که ما را از موانع نهی می کند و چه آن دستوراتی که ما را در ایجاد عوامل امر می نماید .


                                          «استاد اصغر طاهرزاده»